خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





     

    در دوران زندگی شغلی که کمتر یا بیشتر یک دهه را به خود اختصاص داده است، در رده های مختلف و در امور و واحدهای مختلف کار کرده ام. همکارانی با سلایق، افکار و رده های اجتماعی و تحصیلی بالا یا پایین. اما در این مدت به این نتیجه رسیده ام که فرقی نمی کند در چه طبقه یا رده ای از یک سازمان کار می کنم. روزگار که می گذرد درجه بدبینی و بدخواهی همکاران نسبت به همکاری که سالها مانند خواهر یا برادر در کنار هم بوده اند، نیز شدت می یابد.
    به عنوان مثال "من نوعی" حاضر نمی شوم که یک درجه این طرف تر یا آن طرف تر از میدان دیدم را نگاه کنم، البته این موضوع در میان رده های رئوسا و مدیران را بیشتر می توان احساس کرد. انگار که آنها تنها می توانند از دریچه یک "تونل" ساختگی به پرسنل خود نگاه کنند و در رابطه با رفتار و برخود با مدیران هم سطح و بالاتر از خود، پس از مدت کوتاهی دچار نوعی "توهم مزمن توطئه و زیرآب زنی" می شوند.
    و جالب اینجاست که سازمان ها به طور سالانه هزینه های زیادی را برای طب های صنعتی کارکنان خود اختصاص می دهند که بررسی سطح سلامتی جسمی را شامل می شود و در هر دوره با بایگانی کردن مدارکی با درجه های متفاوت از سلامت جسمی به پایان می رسد.در حالیکه اگر یکی از شاخص های بررسی سطح سلامتی، سنجش سلامتی روحی و روانی کارکنان بود، به نظرم  این پرونده ها به سادگی به بایگانی ها سپرده نمی شدند.

    پ.نون: گاهی به مرگ من بیندیش و سپس در چشم هایم نگاه کن... می خواهم بینیم آیا می شود که در "تو" زنده بمانم؟! حتی اگر سال ها از مرگم گذشته باشد....

    هومن شریفی


    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده